پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
اس ام اس عاشقانه سری ششم
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
بازدید : 5065
نویسنده : Mohammad

اس ام اس عاشقانه سری ششم

پیامک عاشقانه

....
نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو ؟

نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم ؟

نمیدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست یا تکرار دوست داشتن تو زندگیَم ؟

تنها میدانم ، بسیار میخواهم تو را …

http://zarsms.net/wp-content/uploads/2014/04/1376774703.388554_AIwiw5nf-300x75.gif


اس ام اس عاشقانه سری ششم

پیامک عاشقانه

اس ام اس عاشقانه سری




قانون جاذبه را سیب کشف کرد

وقتی آدم برای حوایش بهشت را هم فروخت !







از نگاهت تا دلم رنگین کمان گل می کند

با تو باید مثل باران حرف زد !







با من رفت و آمد نکن

رفتن فعل قشنگی نیست

با من فقط راه بیا …






جاده لحظه به لحظه با من می آید

گویی کنجکاو است که برای دیدار چه کسی چنین بیتابم !!!







بس کن چقدر خیره به امواج می شوی ؟

دریا که مثل چشم تو زیبا نمی شود !







نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو ؟

نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم ؟

نمیدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست یا تکرار دوست داشتن تو زندگیَم ؟

تنها میدانم ، بسیار میخواهم تو را …







در انتظار آغازی دیگرم

انتخاب مجدد جفت ها

تا شاید این بار نوحی بیاید و مرا برگزیند در کنار “تو” !







اگر موهایت نبود

باد را چگونه نقاشی میکردم ؟!







فرقی نمی کند چشمانِ تو باشد یا بهشت

سقوط‌ همیــــــــــــــشه دردناک است !







تنها پاهای سست میدانند

چه بار سنگینی ست وسوسه دیدن تو !







چیزی در سینه ام

به شکلی بدخیم تو را می خواهد !







آغوشم درست به اندازه خودت جا دارد

قدِ تمام مچاله شدن هایت

قدِ تمام حفاظتی که از تو آرزو دارم

و قدِ تمام احساسی که از بدرد چیزی خوردن مرا خوشحال می کند !







شاید یک روز یک نفر جوری آدم را بخواهد که

خواستنش به این راحتی ها تمام نشود !

سیلویا پلات







امروز به پایان می رسد ، از فردا برایم چیزی نگو

من نمی گویم فردا روز دیگریست

فقط می گویم تو روز دیگری هستی

تو فردایی… همانکه باید بخاطرش زنده ماند !







گویی زخم خورده ام از تیغ نگاهت

که اینگونه شعرهایم بند نمی آیند !

مرحم نباش ، رحم نکن …







تو میدانی از مرگ نمی ترسم

فقط حیف است هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم !




می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران